بازم لطف خدا و امام رضا شامل حالم شد و شما رو از خطرها برام حفظ كرد
سينه خيز كردن پدرام عزيزم
سلام پدرامم جيگر مامان دلت ميخواد بدوني كي سينه خيز كردي عزيزم تو در تاريخ 9 فروردين 93 در قزوين خونه خاله زهرا سينه خيز كردي انقدر خاله هات باهات كار كردن تا بالاخره ياد گرفتي هنوز پرينازم ياد نگرفته ولي عزيزم تو هم كه ياد گرفتي يك لحظه آروم نداري به سرعت ميري سمت همه چيز اگه به زودي پرينازم ياد بگيره كه ديگه ماماني يك لحظه نميتونه استراحت كنه چون بايد از هر طرف شما رو بگيرم كه يك وقت بلايي سرتون نياد ...
اولين مسافرت ني ني هام
امسال اولين مسافرت زندگيتون رو رفتيد با هم ديگه رفتيم قزوين شهر مامان روياتون خيلي خيلي خوش گذشت اونجا همه عاشق شما دو تا شدند همش بغل خاله سميه و خاله ندا و مادر خونده و پدر خونده تون سحر جون و آقا مرتضي و خاله نهال و خاله ناهيد و خاله زهرا و خاله هانيه و بقيه بودين اونا يك لحظه ازتون دل نمي كندند وقتي هم كه داشتيم بر مي گشتيم همشون گريه مي كردند 13 به دردم رفتين يك جاي زيبا با خاله ها و دايي خودم و دختر خاله ها و پسر خاله ها كلي خوش گذشت انواع اقسام غذاي خوشمزه بود حيف كه شما دو تا نمي تونستين بخورين ولي اشكال نداره من خوردم رفت تو شيرم شما هم خوردين ناز نازاي ماماني ...
از تلخ ترین اتفاق زندگیم معجزه ای رخ داد که دوقلوهام بودن
اولين عيد زندگي شما سال 1393
سلام گل هاي ماماني ديروز ساعت 8:27 شب آغاز سال 1393 بود شماها خواب بودين بيدارتون كردم و سر سفره هفت سين نشستيم به همراه باباتون و مامان رويا واقعا زيبا بود لحظه سال تحويل به همراه شماها دوستتون دارم اميدوارم 120 سال زنده باشين و امسالم سال بسيار خوبي براتون باشه همراه با سلامتي كامل. ...




